اضافات زيادي بدان افزود. در روز عيد پنجاههٴ سال 1313 نسخهاي عالي از تأليف خود را به فيليپ تقديم كرد. روايت عبري به لاتيني كاپوايي از همان نسخهٴ عربي نقل شده بود كه ترجمهٴ كاستيلي براي آلفونسو صورت گرفت.
عليرغم بياهميت بودن رمون بزيه، بدان سبب از او سخن گفتم كه سنت كليله و دمنه براي درك نفوذ شرق و غرب بسيار مهم است. سلسله داستانهاي حيوانات را ميتوان از دورههاي بسيار كهن مصر و بينالنهرين تا داستانهاي
خرگوش عمو رموس پيگيري كرد.
8 ـالف. ترجمه از سانسكريتي به فارسي
نخشبي
شيخ ضياءالدين نخشبي، مترجم (يا اقتباسكننده) از سانسكريتي به فارسي (متوفا سال 1350).
نسبت او به نخشب (يا نسف عربي) شهري در نيمه راه بخارا به سمرقند و در جنوب آن دو شهر است. او احتمالاً در آن شهر به دنيا آمد، ولي بخشي از عمرش را در بداون (در ايالت اوتارپرادش، هند) گذراند و در سال 1350 درگذشت.
او در سال 1330 طوطينامه را به فارسي تأليف كرد، كه اقتباسي است از اثري سانسكريتي بهنام هفتاد داستان از يك
طوطي. طوطينامه در 52 فصل است و براساس يك ترجمهٴ قديمتر فارسي تنظيم شده است. ترجمهٴ فارسي ديگري بهفرمان اكبرشاه هندي (1555 ـ 1605)، توسط ابوالفضل بن مبارك و باز ترجمهٴ ديگري بهوسيلهٴ محمد قادري (سدهٴ هفدهم) انجام گرفت. اين ترجمهٴ آخري در 35 فصل رواج بسيار زيادي يافت و به زبانهاي اردو، بنگالي، تركي، به زبان تاتارهاي قازان، همچنين به انگليسي ، آلماني، فرانسه، روسي و يوناني ترجمه شد. برخي از اين ترجمهها ناقص و برخي ديگر كمابيش كامل است؛ برخي تنها بهصورت خطي و بقيه چاپ شده. قديمترين ترجمهاي كه در غرب چاپ شد، يك ترجمهٴ انگليسي از ب. جرَنس (1792) بود؛ ترجمهٴ يوناني دمتريوس گالانوس در سال 1851 در آتن چاپ شد.
كتاب ديگر نخشبي لذتالنساء نام دارد و از كتاب سانسكريتي كوكاشاسترا
(اسرار هنر عشقورزي) تأليف كوكوكا پيش از سدهٴ سيزدهم اقتباس شده است. اين دو كتاب بهخودي خود براي ما جالب نيستند، بلكه بهخاطر نشان دادن تأثير انديشهٴ هندي بر ايراني در سدهٴ چهاردهم اهميت دارند.
كتابهاي ديگر او مورد نظر ما نيست، مگر جزئيات و كليات، كه اعضاي مختلف بدن را توصيف ميكند، كه هماهنگيشان نشانهٴ عظمت الاهي است و بيماريهاي مختلف آنها را شرح ميدهد. اين كتاب در چهل بخش يا ناموس است و ازاينرو گاه
چل ناموس ناميده ميشود. هر بخش از عضو معيني گفتوگو ميكند. اين كتاب
ناموس اكبر هم ناميده شده.